رکود سنگین بازار مسکن در دیماه ۱۴۰۴
بازار مسکن در زمستان ۱۴۰۴ به مرحلهای رسیده که میتوان آن را «تعلیق کامل» نامید؛ نه شوک قیمتی خریداران را وارد بازار میکند و نه کاهش نسبی تقاضا، فروشندگان را به عقب نشینی وادار کرده است. نتیجه، بازاری است که روی کاغذ زنده به نظر میرسد اما در عمل، نبض آن به سختی میزند. افت مستمر قدرت خرید، تورم مزمن، ابهام های سیاستی و نبود اطلاعات رسمی قابل اتکا، باعث شده یکی از مهم ترین بخش های مولد اقتصاد ایران عملا از چرخه اثرگذاری خارج شود و این رکود مستقیما بر بازار فولاد و قیمت آهن آلات نیز تاثیرگذار باشد. افزایش فایل های فروش با عناوینی مانند «فروش فوری» یا «پول لازم» بیش از آنکه نشانه کاهش واقعی قیمت ها باشد، بیانگر فشار مالی فروشندگان در فضایی است که نقدشوندگی به حداقل رسیده است. این وضعیت تنها یک بحران ملکی نیست؛ بلکه نشانه ای از اختلال در زنجیره ای است که از مسکن آغاز می شود و به صنایعی مانند فولاد، سیمان و حمل و نقل ختم می شود.
بازار بدون تقاضا؛ افت معاملات به نقطه هشدار
مشاهدات میدانی در مناطق پررفت و آمد تهران نشان میدهد تعداد معاملات قطعی مسکن در آذر و دی ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل کاهش چشمگیری داشته و برآوردها از افتی در حدود ۴۰ درصد حکایت دارد. این کاهش صرفا یک نوسان فصلی نیست، بلکه نتیجه انباشته شدن چند سال فشار اقتصادی بر تقاضای مصرفی است؛ فشاری که همزمان بازار مصالح ساختمانی و قیمت میلگرد را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در سال هایی نه چندان دور، ماه های پایانی سال زمان تحرک نسبی بازار بود؛ اما اکنون خانوارها نه تنها برای خرید، بلکه حتی برای برنامه ریزی نیز مردد هستند. سرمایه هایی که پیش تر به بازار مسکن می آمد، حالا مسیر خود را به سمت دارایی های نقدشونده تری مانند ارز و طلا تغییر داده است. بازار مسکن در شرایطی قرار گرفته که معاملات کم شده، اما قیمت ها همچنان در برابر اصلاح مقاومت می کنند؛ وضعیتی که عملا بازار را از کارکرد مصرفی و تولیدی خود خارج کرده و بر روند قیمت میلگرد و سایر نهاده های ساختمانی سایه انداخته است.
واقعیت پشت پرده فایلهای «پول لازم»
افزایش چشمگیر آگهیهایی که با برچسب «پول لازم» منتشر میشوند، در نگاه اول میتواند نشانهای از آماده بودن بازار برای اصلاح قیمت تلقی شود؛ اما بررسی دقیقتر این فرضیه را تایید نمیکند. مقایسه قیمت این فایلها با املاک مشابه در همان محدوده نشان میدهد اختلاف قیمتی اغلب ناچیز است و معمولا از چند درصد فراتر نمیرود. در عمل، این برچسب بیشتر نقش یک محرک روانی را ایفا میکند تا یک مزیت اقتصادی واقعی. فروشندگان در شرایطی که مشتری کمیاب شده، تلاش میکنند با ایجاد حس فوریت، خریداران مردد را وارد مذاکره کنند؛ بدون آنکه حاضر باشند کاهش معناداری در قیمت اعمال کنند. به گفته فعالان بازار، فروشهایی که واقعا زیر قیمت انجام میشوند، معمولا از مسیرهای غیررسمی و خارج از ویترینهای عمومی صورت میگیرد.
ساخت و ساز در حالت انتظار؛ ضربه مستقیم به فولاد
رکود معاملات مسکن، اثر خود را خیلی زود در بخش ساخت و ساز نشان میدهد. وقتی واحدهای مسکونی فروش نمیروند، پروژههای جدید تعریف نمیشوند و پروژههای در حال اجرا نیز با حداقل سرعت ادامه پیدا میکنند. این توقف تدریجی، مستقیما تقاضا برای مصالح ساختمانی را کاهش میدهد. صنعت فولاد، که بخش مهمی از مصرف آن وابسته به پروژههای ساختمانی است، اکنون با وضعیتی دوگانه روبه روست: هزینههای تولید افزایش یافته و از سوی دیگر، بازار مصرف کشش لازم برای جذب محصول ندارد. نتیجه، بازاری است که قیمتها در سطح بالا باقی ماندهاند، اما حجم معاملات کاهش یافته و جریان نقدینگی مختل شده است. این نوع رکود، اگرچه ظاهرا آرام است، اما در بلندمدت میتواند توان تولید و سرمایهگذاری بنگاهها را تضعیف کند.
لوکس نشینی در حاشیه؛ رونقی که اثرگذار نیست
در دل این رکود فراگیر، بازار واحدهای لوکس تصویری متفاوت ارائه میدهد. اجارههای بسیار بالا و حضور فایلهای خاص در مناطق شمالی تهران نشان میدهد این بخش همچنان فعال است. با این حال، سهم این بازار در کل ساخت و ساز کشور بسیار محدود است و نمیتواند جای خالی تقاضای مصرفی و انبوه سازی را پر کند. پروژههای لوکس نه از نظر تعداد و نه از نظر حجم مصرف مصالح، توان اثرگذاری جدی بر بازار فولاد ندارند. بنابراین، تحرک این بخش بیشتر یک پدیده حاشیهای است تا نشانهای از بازگشت رونق به اقتصاد واقعی.
اینده مبهم؛ مسکن و فولاد در انتظار محرک
تحلیلگران معتقدند در صورت نبود شوک جدید، ممکن است در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ افزایش محدودی در تعداد معاملات رخ دهد، اما این تحرک احتمالی بیشتر موقتی خواهد بود تا نشانه خروج پایدار از رکود. برای صنعت فولاد، حتی همین افزایش جزئی نیز اهمیت دارد، زیرا این بازار بیش از هر چیز به جریان مداوم تقاضا وابسته است. با این حال، تا زمانی که قدرت خرید ترمیم نشود، شفافیت اماری به بازار بازنگردد و ثبات نسبی در اقتصاد کلان شکل نگیرد، نمیتوان انتظار داشت مسکن دوباره نقش موتور محرک اقتصاد را ایفا کند. انچه امروز با عنوان «پول لازم» در بازار دیده میشود، نه علامت ارزانی، بلکه نشانه فشار و فرسودگی بازاری است که مدتهاست از حرکت ایستاده؛ بازاری که رکود ان، مستقیم و غیرمستقیم، به قلب صنایعی مانند فولاد ضربه میزند.
